بازگشت به لیست مقالات » | یکشنبه 28 بهمن 1397 در ساعت 19 : 44 دقیقه | نظرات کاربران ( 0 )

از دیرباز یادواره‌ها و مجسمه‌های یادبود اولین آثار هنری بودند که در سطح شهر و در معرض دیدگان مردم قرار می‌گرفتند. استادان تاریخ هنر، به خصوص در پنجاه سال اخیر-پس از جنگ جهانی دوم- بارها درباره‌ی عملکرد این نوع از یادبودها بحث و مناظره کرده‌اند. آلمانِ پس از هیتلر، با موضع منحصربه‌فردی که در برابر گذشته‌اش داشت، هنرمندان و یادبود-سازانی به خود دید که ابعاد جدیدی به این مناظرات افزود و یادبودهای سنتی را به چالش کشید. مگر نه اینکه یادبودها همیشه برای یادآوری قهرمانی ملی و به پاس افتخارات بزرگان برپاشده‌اند؟ چطور با همان ابزار به یاد بیاوریم (یا شاید فراموش کنیم) جنایاتی را که پیشینیان ما مرتکب شده‌اند؟ سوالاتی این‌چنین بودند که جنبش ضد-یادبود[۱] را پدید آوردند.

سنت این بود: یادبودها توسط «فاتحان» برپا می‌شد به یاد اعمال قهرمانانه و دستاوردهای یک کشور و مردمان‌اش؛ ترکیبی از هنر، تاریخ و سیاست. یادبودها معمولا عظیم‌االجثه بودند، در مرکز فضا قرار می‌گرفتند و بریده‌هایی از تاریخ را -که حاکمان در آن روسفید بودند- در قالب احجامی برای نسل‌ آینده به جای می‌گذاشتند. پیام یادبود، به بیننده‌‌اش دیکته می‌شود؛ بیننده‌ای که انعکاس نظر شخصی‌اش اهمیتی ندارد.

اکثر آلمان‌ها پس از جنگ از رژیم نازی تبری می‌جستند. ترجیح می‌دادند که خود را قربانی آن رژیم بدانند یا حداقل این‌طور نشان دهند که در برابر هیتلر مقاومت کرده‌اند. هنگامی که بنا داشتند گذشته‌ی خویش را فراموش و از آن گذار کنند، نگاه همه‌ی دنیا به آن‌ها بود، جنایاتشان را پیوسته یادآوری می‌کرد و پاسخی درخور می‌طلبید. و این سرآغاز تلاش هنرمندان بود تا برای اولین بار، نه به پاس افتخارآفرینی ملی‌شان، که برای ابراز ندامت و برائت از گذشته‌شان، یادبود بیافرینند.

یکی از اولین نمونه ها سال ۱۹۹۳ به‌پا شد. «یادبود قربانیان جنگ و جور» اثر کتی کلویتز[۲] با ظاهری آشنا و متعارف ( تصویر ۱). مجسمه‌ای حجیم و برنزی از مادری که جنازه‌ی پسر مرده‌اش را در آغوش گرفته است. تاثیرگذار بود و برخلاف بسیاری از یادبودهای جنگ، نمی‌خواست رنج را شریف نشان دهد تا آن‌جا که توجیهش کند. می‌خواست تصویری ببخشد به مفهومی عمومی از عزا در فضای مصالحه‌ی جهانی. هرچند منتقدانش بر این باور بودند که این نوع یادبودها «یاد» به ارمغان نمی‌آورند که هیچ، سرپوشی نیز می‌گذارند بر واقعیت اصلی؛ مبادا که به آگاهی منجر شود. آن را متهم کردند که به مسئله‌ی دردناک و شرم‌آور اصلی به شایستگی پرداخته نشده است: مسئله‌ی نسل کشی. سوال اصلی، همانطور که جیمز یانگ[۳] ، مبدع ترکیب «ضد یادبود» مطرح کرد این بود: چگونه ملتی متشکل از جفاکاران سابق برای قربانیان‌اش سوگواری می‌کند؟ چگونه ملتی مانند آلمان خود را به عنوان کشوری جدید و مشروع بر ردّ خاطرات گناهانش بازمی‌سازد؟

ارسال نظر

عنوان نظر :
نام شما :
ایمیل :
ویلا | ویلا چیست؟

ویلا | ویلا چیست؟

ویلا یک کلمه ی انگلیسی بوده و به ساختمانی می گوینده که چهار طرف آن هیچ بنای چسبیده ای نداشته باشد و رو به سمت بیرون در هر جهت نما داشته باشد . ویلا ها ...

یادبودهایی که نبودند درباره‌ی ضد یادبودها و دلالت‌های آن‌ها

یادبودهایی که نبودند درباره‌ی ...

از دیرباز یادواره‌ها و مجسمه‌های یادبود اولین آثار هنری بودند که در سطح شهر و در معرض دیدگان مردم قرار می‌گرفتند. استادان تاریخ هنر، به ...

معماری و زنان

معماری و زنان

همانطور که نام‌گذاری یک روز به نام زنان در میان انبوه روزهای سال نمی‌تواند به تنهایی بار طرح مسائل معطوف به زنان را به دوش بکشد، نوشتن یک پا ...

زندگی اشتراکی در خانه‌های اشتراکی با اقتصاد اشتراکی: راهکار یا تهدید ؟

زندگی اشتراکی در خانه‌های اشتر ...

«شهرها روز به روز بزرگتر می‌شوند ، خانه‌ها روز به روز گران‌تر می‌شوند و فضا ها روز به روز کوچک‌تر می‌شوند. همه&zwn ...